:)
آنچه هستی باش! نیچه
چندروز پیش صداهایی از تلویزیون به گوش می رسید، مبنی بر اینکه خانومه اسمش "گندمکـ"ـه...! خب یهویی می ذاشتین "جرقه"، خیال خودتونو راحت می کردین دیگه! * To Love You More رو گذاشتم، از سلن دیون، آهنگ بسیااار قشنگیه... از اینجا می تونین دانلود کنین. ** یعنی من عاشق این صداهایی ام که از تلویزیون می شنوم.. باور کن! اینقدر روحیه می ده به آدم...! امشب یه آقای دکتری داشت با یه خانوم بیماری صحبت می کرد، تموم که می شه، آقا دکتره می گه : موفق باشید ، خانومه هم می گه : چشم! الان می گین چقدر صدای تلویزیونتون بلنده...! اولاً که بنده همسایه ی دیوار به دیوار تلویزیونم، ثانیاً فقط بعضی وقتا صدای اون بلند می شه و گوش من تیز! (که تو همون موارد معدود هم بشدت بهونه می دن دستمون که هرهر بخندیم! کلاً اینکه... شاد باشین و اینا... شنیدی میگن شاه میبخشه، وزیر نمیبخشه؟... الان شده حکایت ما! حالا که بعد از دو هفته سرماخوردگیه داره خوب میشه، صداهه رضایت نمی ده از حالت تودماغی خارج شه! *یه موزیکی گذاشتمممممم... که اگه نشنیده باشی، نصف عمرت بر فناست! (حالا مثلاً! خوش بگذره دیگه... (: طیّ تفکّرات دیشبم به این نتیجه رسیدم که آدما دو دسته ن : یا ارزش اینو ندارن که ازشون ناراحت شی، یا انقدر ارزش دارن که ازشون ناراحت نمی شی! ... تو کمبوجیه، مپندار که عصای زرین پادشاهی تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت! دوستان یکرنگ برای پادشاه عصای مطمئن تری هستند ... پیکر بی جان مرا هنگامی که دیگر در این گیتی نیستم، در میان سیم و زر مگذارید و هرچه زودتر آن را به خاک بازدهید. چه بهتر از اینکه انسان به خاک که این همه چیزهای نغز و زیبا می پرورد، آمیخته گردد. من همواره مردم را دوست داشته ام و اکنون نیز شادمان خواهم بود که با خاکی که به مردمان نعمت می بخشد آمیخته گردم... ... از همه ی پارسیان و هم پیمانان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اینکه دیگر از هیچ گونه بدی رنج نخواهم برد، شادباش گویند . ... به واپسین پند من گوش فرا دارید : اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید! * موزیکو عوض کردم، Every Little Part Of Me رو گذاشتم، از آلشا دیکسون. دوست می دارم (: از اینجا می تونین دانلود کنین. موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان اینجا رو ببینین. * این جوکه رو شنیدین که ترکه با خودش شطرنج بازی می کنه، مات می شه، دیگه...؟ بنده امروز تو کلاس رفتم با خودم دوز بازی کنم، یهو دیدم باختم!! ** چند روز پیش دوستم با کلی ذوق گفت آلبوم جدید سیاوش قمیشی اومده، منم شب که رفتم خونه، دانلودش کردم، بعد با کلی ذوق و شوق بهش اس ام اس دادم: رعنا! رعنا! آلبوم سیاوشو دانلود کردم، فردا فلشتو بیار برات بریزم! بعدِ یه ربع زنگ می زنه می گه بابام بهم زنگ زد، گفت آلاله آلبوم سیاوشو دانلود کرده، فردا فلشتو ببر، بریزه برات!! ســـــــلام علِکـُــــــــم! حااال شمااا؟ اون ..دی رو واسه این گذاشتم که خیلی پرروام! من هیچ علت موجهی واسه غیبتم ندارم... قبلاً از وبلاگم عذرخواهی کرده بودم این دفعه می خوام از دوستام معذرت بخوام... ببخشیییییییییید... خوب حالا که بخشیدین، با هم دوست شدیم آهنگ "خیلی ممنون" سیاوش قمیشی رو گذاشتم، اگه جدید نبود و تو جوّش نبودم، یه آهنگ شاد می ذاشتم. حالا باشه واسه دفعه ی بعد. یک تقلبی هم این وسط کردم که می خوام اعتراف کنم... یه روز اومدم بی سر و صدا "Only Girl" ریهانا رو گذاشتم رفتم... امممم... ببییین... ببین وبلاگ گلم... من چند روز نبودم، چند روز بعدشم اینترنتم مشکل داشت، بعد این شد که اینجوری شد دیگه... خب دیگه منّت کشی بسّه... بیا با هم دوست باشیم... الان موزیکتم عوض می کنم، شب های برره ی دارکوب رو می ذارم برات، که شاد شی... خوبه بابایی...؟ دوستیم الان...؟ * هرکی به عقل من شک کنه، خیلی ......
** http://www.4shared.com/audio/RYXXJFZY/Daarkoob_-_Mehran_Modiri_-_Sha.html *** اینم واسه روحیه دادن به "سوتیدون" : رانندهی عزیز! با توجه به قابل هضم بودنِ فلسفهی وجودی آفتابگیر برای ذهن این بندهی حقیر، و به دلیل برخورداری دستهایم از سلامت کامل، نیازی به اقدام شما مبنی بر باز نمودن آفتابگیر و تلاش برای هدایت آن به سمت راست اینجانب نمیباشد. با تشکر آقا ما یه بار جلو همکلاسیامون یک سوتیای دادیم... یک سوتیای دادیم... حول و حوش تولد یکی از بچهها بود، قرار شد ناهار بریم بیرون، ولی درواقع میخواستیم براش تولد بگیریم، سورپرایزش کنیم. چندنفرو فرستادیم خرید، بقیهمونم یه کم دیرتر راه افتادیم... از در دانشکده تا سردر دانشگاه یه ١٠ دقیقهای راه هست، مام اصولاً خیلی پراکنده اون وسط راه میریم (یعنی بعضی وقتا ما وسط بلواریم، ماشینا از دو طرفمون رد میشن! بعد اون دوتا سؤال اول هم به شدت تو ذهنم قلنبه شده بود، داشتم میترکیدم، و فکر کن که همهی اینا در مدت ٢ثانیه بود... ٢ثانیه بعد دوباره برگشت، گفت اینم صاف میخوابه... منم که ساده وَچو (بچّه) ... در جهت دفاع از خودم و تصحیح اطلاعات غلطِ داده شده اونا : بعد که دید من دارم به من چه خب... من که نمی دونستم موضوع صحبتشون چیه ): یهو برمیگرده میگه صاف میخوابی... خجالت کشیدم خب... * در راستای حفظ آبرو و حیثیت بعضی آهنگهایی که دوستان عزیز مرحمت فرمودند روشون فارسی خوندن یا چه میدونم تبلیغ انصارمول و این چیزا کردن، تصمیم گرفتم هر از چندی یکی از موزیکهای مظلوم واقع شده رو تو وبلاگم بذارم. اسم این آهنگ و خوانندهشو نمیدونم (از دانندگان عزیز دعوت به همکاری میشه!)، هرچی که هست، من خیلی ریتمشو دوست میدارم لینکش : وااااااای... من عاشق سیبیلای سفید و تمیز و احمقانه بلندِ گربهسانانم! آخه نیگاش کن خر ِ منو! سیبیلاشو ببین! (با جیغ! خونده شه: ) عسّلم... بپّر تو بغّلم... موشی بابایی... خیلی زور داره چیزی رو که مال خودته، قرض بگیری! خیلی لطف میکنید... منّت مینهید... اصلاً اگه میخواین تو این ۴ ماه هم یکی دو هفته بفرستیمش اونجا که دلتون براش تنگ نشه... چطوره، هان...؟! نه جان من تعارف نکنینها... میدونم اونجا جاش بهتر از اینجاس، ولی هرچی باشه، بالاخره مال ماست... گذشتهی (فراموششدهی) ماست... تمدّنِ (از بینرفتهی) ماست... مال ماست! چرا اونا باید متعلّق به خودشون بدوننش؟؟ (اینو خیلی وقت بود که میخواستم بنویسم، ولی پیش نمییومد.) * به اون لیست موارد دلتنگیم، ٢ نفر دیگهم اضافه شدن : دوستِ همخونهایم و یکی از سال پائینیهامون. * بطور کاملاً بیدلیل ( ! آهنگ On And On از Agnes رو گذاشتم... خیییلی باحاله...! لینکش ( + ) متنشم تو ادامه ی مطلب گذاشتم، قشنگه. به نظر من بزرگی به نه به سنّه، نه به عقل... به روحه! هرچقدر روحت سخاوتمندتر و بخشندهتر باشه، بزرگتری؛ هرچقدر قلبت پاکتر و بیآلایشتر باشه، بزرگتری؛ هرچقدر روحت بزرگتر باشه، بزرگتری... * دیشب تشریف بردهبودیم عروسی... چند نفر که پرسیدن من منم یا من خواهرمم! یکی هم که کلاً حال شوهرمو پرسید!! من یه دوست دارم که ویروسپراکنیش عالیه، هروقت مریض میشه، منم مریض میشم! اون از یه هفته پیش سرما خورد و صداش گرفت، منم از دو روز پیش صدام گرفت. دیروز صبح که میتونم بگم درواقع mute شده بودم!! امروزم که در شرف سرماخوردگی قرار دارم... دیشب رفتم واسه خودم نشاسته درست کنم (آخی، تنها لذتی که در کودکی از سرماخوردگی میبردم، همین خوردن نشاسته بود!) آب جوش ریخت رو پام! گفتم الان داغی، نمیفهمی، حالا صبر کن، بعداً همچین بسوزه... بعد رفتم خمیردندون بذارم روش، هی صبر کردم ببینم کجا میسوزه، دیدم خیال سوختن نداره... گفتم آقا! نمیخوای بسوزی؟!... دیدم نه... - تجربههای یک داغدیده : خیلی بده قرص آدولت کلد تو گلوت گیر کنه، بعد هرچیم آب بخوری، نره پائین! ): مزهی آبلیمو بعد از مسواک زدن خیلی ناجوره... یادت نره قبل مسواک آبلیمو بخوری! نشاسته که درست میکنی، نمیمیری اگه یه لحظه همِش نزنی! زودتر اون قاشقو ول کن، شیر کتری رو ببند! اصلاً همهی اینا فدای یه خط طولی ِ خربزه مشهدیییییی... اونو چیکار کنم که نمیتونم بخورم... آخه مگه تو مریضی دختر که میری تو حلق کسی میشینی که سرما خورده و خودش بهت میگه پیش من نشین، سرما میخوری؟ * همچنان * من کانال "4" رو میخوااااااااام... * آهنگ Te Amo ی ریهانا رو گذاشتم... وااااای... اسیرشم... لنگه نداره! ولی انتظارم از ویدئوش خیلی بیشتر بود... ): خیلی قشنگتر میتونست باشه (مخصوصاً همینجایی که گفتم) ... متنشو تو ادامه ی مطلب گذاشتم. لینکش : http://www.4shared.com/audio/0rsr96_P/Te_Amo.html بعیده کسی از این آهنگ خوشش نیاد، جون شما ناراحت میشم! * ورودی شهر بابل از سمت ساری، عبارتست از مجموعهای از یک سری دستانداز، اعم از سرعتگیر، سرعتگیر ِ کندهشده، تپه، چاله، چوله، گودال، چاه، خندق، و ... که دیدن بد نیست وسطشون حالا یه جادهای هم درست کنن! * آینهی دق میدونی به چی میگن؟... به "هتل نوید" ساری! هربار که از جلوش رد میشم، سرمو برمیگردونم! حکم "ادب از که آموختی؟ ... از بیادبان" رو واسه معمارا داره، توصیه میکنم هرکی ندیده، بره ببینه، عبرت بگیره! * بمییییییییییرم... ): ... یه پیشی کوچولویی هست، از بعدازظهر جمعه تا شبش همینجوووور میومیو میکرد... دلم ریش شد براش... بمییییییییرم... بعد دقیقاً همون شب هم انتخاب واحد داشتیم، این سایت یونی هم همیشه در مواقع حساس یه چیزیش هست، تا ٢ نصفه شب داشتم انتخاب واحد میکردم، دیگه صدای میومیوی اینو که میشنیدم، دلم میخواست برم پیشش، بشینیم با هم گریه کنیم! * موزیک وبلاگمو عوض کردم. من خیلی علاقهی زیادی به داریوش ندارم، ولی واااقعاً از بعضی آهنگاش نمیشه گذشت... فکر میکنم اسم این آهنگش "وقت تنگ است" باشه، این لینکشه : http://www.4shared.com/audio/0dKkfj7l/Vaght_tang_ast.html چند روزیه حالم بدجوری گرفته... اگه از ظرف شستن فقط "بدم می یاد"، از چیدن ظرفا تو ماشین ظرفشویی متنفرم! * آهنگ Ain't It Funny ِ جنیفر لوپز رو گذاشتم... دوستمه! لینک دانلودش : http://www.muziboo.com/golgoliii/music/jennifer-lopez-aint-it-funny/ اینم لینکشه (ولی اگه می خواین دانلود کنین، اون اولیه راحت تره) : http://www.4shared.com/audio/Axuv-HXA/jenifer_lopez_-_aint_it_funny.htm ١. هه هه هه هه... فهمیدی چی شد؟!... هندزفریم که ٣ ماه بود گمش کرده بودم و در به در دنبالش بودم و مطمئن بودم گذاشتمش زیر بالشم، ولی هرچی می گشتم اونجا نبود، و کل خونه رو به دنبالش زیر و رو کرده بودم؛ توی روبالشیم بود!! من اصولاً از منتها الیه گوشه ی بالش استفاده می کنم، بعضی وقتا هم دستمو می ذارم زیر بالش، بعد دیروز سرمو گذاشتم وسط بالش، دستمم دقیقاً گذاشتم وسط بالش، بعد یهو: بااااورم نمی شد! ٣ ماه دنبالش گشتم، بعد تو روبالشیم پیداش کردم! منم بی جنبه... همچو گرگِ بوی خون شنیده ای که به گله ی گوسفندان می زند، گوشی از عزا درآوردم! ٢. آهنگ Sell Me Candy ِ ریهانا (ریحانا) رو گذاشتم. قابلیت اینو داره که وقتی صداشو بلند می کنم و هندزفری رو تو گوشم فشار می دم، روانیم کنه! مخصوصاً اونجایی که می گه: Talk to me, take care of my dreams و مخصوصاً مخصوصاً اینجا: Sell me candy, sell me love, sell me heaven, sell me doves آیکونی نیست که بتونه علاقه م به این آهنگو بیان کنه، وگرنه می ذاشتمش! * لطفاً نگین "چه خاطره ی جالبی!!!!!، همه ی دخترا هندزفریشونو می ذارن زیر بالششون، 3ماه بعد تو روبالشیشون پیداش می کنن!" اگه بخوام این سوژه هارم ننویسم، کلاً باید در اینجارو گل بگیرم! ** اول Play رو بزنین، بعد Pause رو، یه کم صبر کنین، دوباره Play رو بزنین. *** اسم پست مال این آهنگه س، چون تازه اسمشو کشف کردم، وقتی بعد از پیدا کردن هندزفریم به اون گله هه حمله کرده بودم! **** چقدر علامت تعجب گذاشتم! پی نوشت : لینک دانلودش: http://www.4shared.com/audio/36fn0Y2N/Sell_Me_Candy.htm پس از پی نوشت : آقای زن ذلیل متن یه آهنگو خواستن که تو ادامه ی مطلب گذاشتم. از اونجائی که خودم زیاد از این آهنگ خوشم نمی یاد و ندارمش، نمی دونم منظورشون همین آهنگ بوده یا نه. اگه نه، که شرمنده، لطفاً اطلاعات بیشتری بدین، زن ذلیل جان. بازم چون این آهنگو ندارم، نمی دونم چقدر متنش منطبق بر واقعیته! درست و غلطش با نویسنده : http://www.lyrics-celebrities.anekatips.com/i-know-you-want-me-calle-ocho-lyrics-pitbull این منم!... موزیک وبلاگمو می گم (البته اون دختر کوچولوی توی عکس که آقا فیله رو بغل کرده هم منم! واقعاً وقتی بهش گوش می دم، احساس می کنم الان این منم! البته نه شعرش، خود آهنگش، ریتمش... مخصوصاً اون وسطاش که چند ثانیه فقط موزیکه... البته اگه یه کوچولو ریتمش تندتر باشه، بیشتر شبیهم می شه. واقعاً بعضی وقتا فکر می کنم تو زندگی قبلیم، اسپانیولی بودم! * تا حالا شده وقتی داری یه موزیکی رو گوش می دی، احساس کنی چقدر شبیهته؟! ** اگه کسی متنشو می خواد، بگه که بذارم. واسه پیشگیری از تبدیل شدن وبلاگم به لیریکدونی این کارو نکردم.
Dove sei adesso خیلی خوبه که سیاوش قمیشی همچنان آهنگای خوبی می خونه و مث بعضیای دیگه کارای خوب قبلیشو زیر سؤال نبرده. دو دریچه، دو نگاه، دو پنجره دو رفیق، دو همنشین، دو حنجره دو مسافر تو مسیر زندگی دو عزیز، دو همدم همیشگی با هم از غروب و سایه رد شدیم قصه ی عاشقی رو بلد شدیم فکر می کردیم آخر قصه اینه جز خدا هیشکی ما رو نمی بینه دو غریبه، دو تا قلب در به در دو تا دلواپس ِ این چشمای تر دو تا اسم، دو خاطره، دو نقطه چین دو تا دورافتاده ی تنهانشین عاقبت جدا شدن دستای ما گم شدیم تو غربت غریبه ها آخر ِ اون همه لبخند و سرود چشم پرحسادت زمونه بود ... دو غریبه، دو تا قلب در به در دو تا دلواپس ِ این چشمای تر دو تا اسم، دو خاطره، دو نقطه چین دو تا دورافتاده ی تنهانشین آخی... بابایی ها... نمی دونستن غیر از خدا، زمونه ی حسودم می بیندشون... ای بابا... ): * چرا من اینقدر سعی می کنم کسی از دستم ناراحت نباشه؟... هان؟ می شه لطفاً یکی بیاد دعوام کنه؟ این موضوع مال تقریباً ٢ماه قبله: امروز یه عااااالمه با خودم حال کردم! رفته بودم از مدیر آموزشمون (که استادمونم بود،) یه کتاب بگیرم واسه تحقیق درس بتنی، دیدم 2تا دختره ایستادن جلوی در آزمایشگاه مصالح، دارن با درِ یکی از کُمدا کشتی می گیرن، هر از چندی هم یه جیغ می کشن! بعدش دیگه متنبّه شدم، یه بار محکم در کمدو کشیدم، یه کم باز شد. بعد یکی از اون 2تا که یه کم امیدوار شده بود، 2-3 بار دیگه مححححکم کشیدش، و موفق شد قفلشو بکّنه و درو باز کنه... چند ثانیه بعدش که اونا داشتن توی کمدو نگاه می کردن، دیدم چند قطره خون چکید رو زمین! من در این لحظه شاهد یک صحنه ی فجیع انگیزناک بودم: دوستش رسماً داشت می ذاشت می رفت!!! خلااااصه... از بس این یکی جیغ جیغ کرد، اون یکی رفت سریع بتادین و پنبه آورد، بعد من بردمش تو دستشویی دستشو شستم، بتادین زدم، یه مشت پنبه پیچیدم دورش (واقعاً هم بدجوری بریده بود). تو این فاصله اون یکی رفت گازاستریل و باند آورد. منم کلی گاز و باند دور انگشتش پیچیدم و به دوستش گفتم بره چسب کاغذی پیدا کنه و بعدشم کلی باندپیچی و چسب پیچی و اینا کردم براش؛ و در تمام طول این مدت، یا خودش یا دوستش (یا جفتشون با هم!) داشتن آخ و اوخ می کردن و می گفتن آی من طاقت ندارم، وای من الان غش می کنم... آی خون، وای فشارم... منم در کمال بردباری و متانت (!! هیچی دیگه... و این گونه بود که من یک انسان را از مرگ حتمی نجات دادم!! این آهنگ مارک آنتونی رو بسی بسیار دوست می دارم : I have been in love and been alone 'Cause I only feel alive I've so many things I want to say 'Cause I only feel alive Now I just spend all my time with anyone 'Cause I only feel alive 'Cause I only feel alive این (+) هم لینکش. آخییییییی... دیدی بالاخره اسپانیا قهرمان شد؟ یعنی کاسیاس فوق العاده س! لنگه نداره! دمش گرم! همیشه دلم واسه دروازه بان ها می سوخت که مجبورن وقتی تیمشون گل می زنه، تنهایی خوشحال شن... آخی... دیشب کاسیاس خیلی گناه داااااشت... بابایی... وقتی گل زدن، داشت اون ته تنهایی اشک شوق می ریخت... عزیزم... چرا هیشکی پیشت نبود که تنها نباشی، بابایی... آخی، دیشب چقدر گریه کرد بچه م... جامم برده بود بالا، داشت گریه می کرد... الهی... چقدر بازیکنای هلند گناه داشتن... * تا حالا دیدی کسی وسط خوندن کتاب غرور و تعصب، پست بذاره؟!... من دیدم! (کی بود کی بود؟ من نبودم! * وقتی خصوصی سؤال می کنی، آدرستو بذار که جوابتو بدم. این بغل نوشتم که هرکی می خواد، می تونه لینکم کنه؛ و لطف کنه اسممو (: بذاره. یک سوالی برام پیش اومده، هرچی فکر میکنم، به جواب نمیرسم... مگه شیشهی ماشین فیلتر uv داره، یا چه می دونم، شدت نور خورشیدو کم می کنه که وقتی می شینی تو ماشین، عینک آفتابیتو برمی داری؟! جدی؟ امشب بله برون داییمه... انقدر لجم می گیره از این تشریفات بیخود عروسی! یه بار بله برونه، یه بار شیرینی خورونه، نمی دونم باربرونه، جهاز برونه... بعد از اون ور حنابندونه، از این ور عقدکنونه، حالا لطف می کنن اون وسط مسطا یه عروسی هم می گیرن، دوباره بعدش پاتختیه... بعد حالا تازه از اینجا شروع می شه، کل فامیل باید این عروس دوماد بیچاره رو پاگشا کنن! بابا دو دقیقه ولشون کنین بندگان خدا رو، بذارین خوش باشن با هم! والا به خدا! یعنی امکان نداره بذارم از این تشریفاتِ (به نظر من) مسخره برام برگزار کنن! واقعاً اگه دست خودم بود، همون جشن عروسیشم نمی گرفتم! یعنی درواقع اگه دست خودم بود که اصلاً کلاً عروسی نمی کردم، ولی خب دیگه... چه می شه کرد... دست خودم نیست دیگه...!! الان حسّم، حسّ این آهنگ سیاوش قمیشیه: من از صدای گریه ی تو به غربت بارون رسیدم تو چشات باغ بارون زده دیدم چشم تو همرنگ یه باغه تو غربت غروب پائیز مث من از یه درد کهنه لبریز با تو بوی کاهگل و خاک عطر کوچه باغ نمناک زنده می شه با تو بوی خاک و بارون عطر ترمه و گلابدون زنده می شه تو مثل شهر کوچیک من هنوز برام خاطره سازی هنوزم قبله ی معصوم نمازی تو مثل یادِ بازی من تو کوچه های پیر و خاکی هنوزم برای من عزیز و پاکی من از صدای گریه ی تو به غربت بارون رسیدم تو چشات باغ بارون زده دیدم چشم تو همرنگ یه باغه تو غربت غروب پائیز مث من از یه درد کهنه لبریز با تو بوی کاهگل و خاک عطر کوچه باغ نمناک زنده می شه با تو بوی خاک و بارون عطر ترمه و گلابدون زنده می شه تو مثل شهر کوچیک من هنوز برام خاطره سازی هنوزم قبله ی معصوم نمازی تو مثل یاد بازی من تو کوچه های پیر و خاکی هنوزم برای من عزیز و پاکی من از صدای گریه ی تو به غربت بارون رسیدم تو چشات باغ بارون زده دیدم چشم تو همرنگ یه باغه تو غربت غروب پائیز مث من از یه درد کهنه لبریز من از صدای گریه ی تو به غربت بارون رسیدم تو چشات باغ بارون زده دیدم من از صدای گریه ی تو به غربت بارون رسیدم تو چشات باغ بارون زده دیدم آخه تو که فقط بلدی بیل بزنی، چرا کت و شلوار میپوشی؟؟ امروز روز معماره... البته اینم بگم ما فقط روز نداریما، سوم تا نهم هفته ی معماره! پی نوشت: امروز آخرین باری که اومدم وبلاگم، آمار زیر ١٠ بود، الان که اومدم، شده ٢٣، ولی دریغ از یک دونه کامنت! درسامون تا حد مرگ زیاد شده! واسه همین واقعاً خیلی کم میتونم بیام و آپ کنم؛ من شرمنده! ): * راستی، منظورم از پست قبلی این بود که ترجیح میدم واسه دیدن دنیا تلاش کنم و خودمو بالا بکشم، نه اینکه خودمو کوچیک کنم، گردنمو خم کنم، تا بتونم درکش کنم (مث این دنیایی که الان داریم...). ولی ظاهراً زیادی مَجازی بیانش کردم، آخه همه کلید کردن رو قدّم! یادمه ابتدائی که بودم، قدّمو با ارتفاع چشمی در می سنجیدم... هر چند وقت یه بار می رفتم جلوش وامیسادم، می دیدم چقدر از دفعهی قبل بلند تر شدم... باید خودمو بالا می کشیدم که بتونم بیرونو ببینم... الان پابرهنه که جلوی در وامیسم، چشمی هم ارتفاع لبامه... باید گردنمو خم کنم که بتونم بیرونو ببینم.... من بچگی مو دوست داشتم!
ای جان! هول شد بچه م! ((:
)

) Miracle Love از DJ Project ، از اینجا می تونین دانلود کنین. 
![]()
...... ![]()
هرچقدم درسامون زیاد بود، بازم می تونستم بیام حداقل ماهی یه بار آپ کنم... من نااادمم... ![]()



، بریم سر بحث بعدی... موزیک... ![]()
...... شما خوبین...؟ ![]()
ببین دوست من... خب بعضی وقتا آدم بعضی چیزا یادش می ره... خب...؟ بعد من اصلاً با این جمله که "اگه برات مهم بود، بادت نمی رفت"، موافق نیستم... خب...؟ بعد یعنی الان می خوام بگم تو رو یادم رفت!!!
ببخشییییییییید... 



الهی من قربونت برم! می دونستم زود باهام آشتی می کنی عسّلم!
...... حق داره خب!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

) آقا چشت روز بد نبینه، اون روزم من خیلی خوش و خرّم داشتم واسه خودم راه می رفتم
، ٣تا از پسرا هم یه خورده جلوتر از من بودن؛ منم که قربون خودم برم، موقع راه رفتن اگه ولم کنی، به اَره و اوره و شمسی کوره فکر می کنم، حواسم به دوروبرم نیست، یهو شنیدم یکیشون گفت: "من صاف میخوابم"، بعد برگشت به من اشاره کرد، گفت: "این هم صاف میخوابه"!! منو میگی...
از فرط تعدد سؤالاتِ توی ذهنم فقط تونستم نیگاش کنم... ( "این" هم خودتی، من اسم دارم!) من فکر کردم منظورش از صاف خوابیدن، همون بهپشت خوابیدنه، بعد هی با خودم فکر میکردم آخه این از کجا میدونه من صاف میخوابم؟ کجا منو دیده؟ من که تا حالا تو دانشگاه نخوابیدم!! من که تا حالا باهاش اردوی چندروزه نرفتم... چییییی میییگه؟؟؟ بعد اصلاً من که صاف نمیخوابم، به پهلو میخوابم، این چرا چرت و پرت میگه؟! چی میگه واسه خودش؟!
، یهو خیلی جدی و حق به جانب گفتم: نه... من به پهلو میخوابم!!!
![]()
گونه نیگاشون میکنم، گفت که موضوع، چُرت زدن بچه ها تو کلاس معماری جهان بوده و اینکه بعضیا قشنگ سرشونو می ذارن رو میز، میخوابن ولی اونایی که تواناییشون خیلی بیشتره
، همونجوری که صاف نشستن و تکیه دادن، میخوابن! وااااااااییییی...
یعنی منو میگی... آب شدم... " نههههه... من به پهلو میخوابم" !!...
و بسیاااار باهاش حال میکنم! کلاً عاشق اینجور ریتم هام...
ای جااااااان... باباییها... عسّلهای من... فرزندانم...


کی میشه من از شماها نترسم... بیام باهاتون دوست شم... با هم گودی شیم... لپّتونو گاز بگیرم، سیبیلاتونو بکشم (
)...
![]()

) میخوام یه جشن کوچولو بگیرم، البته قرار شد نگیرم، ولی میگیرم، چون دوست دارم!
(هرکی فهمید من چی گفتم!)
دوست می دارم...
ادامه مطلب

ولی نمیدونم چرا نمیسوخت، قشنگ انگار آب سرد ریختهبود روش، راه که میرفتم، جای اینکه بسوزه، خنک میشد، چه حالیم میداد! شد ما یه چیزمون به آدمیزاد بره...؟! ):
واقعاً یه لحظه شک کردم آب جوش بوده یا نه! 
...
یه کانال باب طبع ما بود، اونم پرید... البته منهای آهنگای راک و متال و گوشخراشش و اینا، ولی کلاً خیلی بهش علاقهمند شدهبودم... ![]()
آهنگش خیییییلی قشنگه... مخصوصاً اونجایی که تو متنش Bold کردم... باید هندزفری رو تو گوشت فشار بدی که قشنگ درکش کنی... اوه خدای من...
من عاشق اینجور ریتمهام...
ادامه مطلب
چرا انقدر غصه میخوری آخه... هرچقدم سعی کردم بفهمم صداش از کجا مییاد، موفق نشدم... ![]()
یعنی کلاً تو اون دانشگاهِ به اون عظمت، فقط دلم واسه ١۴ نفر تنگ شده:
(جمله رو داشتی؟! موقع خوندنش نفس خودمم بند می یاد!)
![]()

![]()
All I need is you beside me
It's destiny, just let it be
The words you speak, baby sell it to me
What's the charge? What's the cost?
I'm the daddy, you're the boss
آخ نمی دونی... وقتی اسمشو فهمیدم، داشتم از خوشحالی می چسبیدم به سقف!
ادامه مطلب
)... واااای من عاشق این آهنگ "Cher" ام!
وااااای... یعنی من اگه یه روز از زندگیم مونده باشه، این رقص اسپانیولی رو یاد می گیرم، حالا ببین!
Dove sei, amore mio
(Don't keep me waiting)
Dov'è l'amore
Dov'è l'amore
I cannot tell you of my love
Here is my story
I'll sing a love song
Sing it for you alone
Though you're a thousand miles away
Love's feeling so strong
Come to me baby
Don't keep me waiting
Another night without you here
And I'll go crazy
There is no other, there is no other
No other love can take your place
Or match the beauty of your face
I'll keep on singing till the day
I carry you away
With my love song, with my love song
Dov'è l'amore
Dov'è l'amore
Where are you now my love?
I need you here to hold me
Whisper so sweetly
Feel my heart beating
I need to hold you in my arms
I want you near me
Come to me baby
Don't keep me waiting
Another night without you here
And I'll go crazy
There is no other, there is no other
No other love can take your place
Or match the beauty of your face
I'll keep on singing till the day
I carry you away
With my love song, ooh with my love song
(Don't keep me waiting)
Non c'è nessuno
Non c'è nessuno
Non c'è nessuno
Bello come te e ti amo
Come to me baby
Come to me baby
Another night without you here
And I'll go crazy
There is no other, there is no other
No other love can take your place
Or match the beauty of your face
I'll keep on singing till the day
I carry you away
With my love song, with my love song
I carry you away.
(Dov'è l'amore)
احساس کردم فرشته ی نجات بودم انگار! خدائیش اگه من نبودم، می خواستن چیکار کنن؟ یکی از یکی سوسول تر! ((:
منم که منتظر استاد بودم، اومدم پیش اینا وایسادم که ببینم اگه می تونم، یه کمکی بهشون بکنم. یه کم بهشون خندیدم، بعد به خودم گفتم: ها...ن! ای گل گلی ِ گل مَنگلی! به خود باز آ...! ما برای قفل کندن آمدیم، نی برای نیشخندن(!) آمدیم... (اووووفففففف...!)![]()
تا بهشون گفتم، مجروح حادثه (!) خم شد، انگشتشو محکم گرفت، و هوار هوار شروع کرد که آی فلانی (اسم دوستشو نمی دونم)، زودباش یه کاری کن، که الانه که غش کنم! (فشارش زود می یومد پائین) ![]()
![]()
می گفت من الان حالم بد می شه! (و البته کاملاً معلوم بود داره بهونه می یاره)
) این صحنه ها رو تحمل می کردم... (اووووووفففففففف... لامصب چه فشاری بهم وارد شد... به جان تو زیر بارش کمرم خم شد!
)
![]()
I have traveled over many miles to find a home
There's that little place inside of me
That I never thought could take control of everything
But now I just spend all my time with anyone
Who makes me feel the way she does
When I dream at night
Even though she's not real it's all right
'Cause I only feel alive
When I dream at night
Every move that she makes holds my eyes
And I fall for her everytime
I'll be ready when the perfect moment comes my way
I had never known what's right for me
Till the night she opened up my heart and set it free
But now I just spend all my time with anyone
Who makes me feel the way she does
When I dream at night
Even though she's not real it's all right
'Cause I only feel alive
When I dream at night
Every move that she makes holds my eyes
And I fall for her everytime
Who makes me feel the way she does
When I dream at night
Even though she's not real it's all right
'Cause I only feel alive
When I dream at night
Every move that she makes holds my eyes
When I dream at night
Even though she's not real it's all right
'Cause I only feel alive
When I dream at night
Every move that she makes holds my eyes

همه تون موشی های مَنین... غصه نخورین دیگه، بابایی ها... آخی، اون اسنایدر بود، چی بود اسمش، همه ش چشاش قرمز بود بچه م... دلم ریش می شد وقتی بازیکنای هلندو نشون می دادن...
)
آخه هیچ فایده ای نداره! خوب! این همه مراسم گرفتین، الان چی می شه؟ که چی؟
![]()
هِییییییی...
این روزِ بسی بسیار فرخنده رو به همهی معمارا و بچه معمارا و معماریدوست ها و معماردوست
ها و کلاً جامعه ی بشری تبریک می گم! 
و تا اونجایی که می دونم، فقط معلم ها و معمارا هستن که هفته دارن!
دیگه...![]()
۵ روز در هفته کلاس داریم که ٣ روزش تحویل پروژهس!!
تا آخر ترم اگه زنده موندیم،
میشیم! 
| Design By : Night Skin |

